تبليغاتX
خاطرات مدرسه





















خاطرات مدرسه

...*::من آن سرزمینی را دوست دارم که مردمانش از جنس شیشه و شیطنت باشند::*...

سلاممممممممممممممممممم!

حالتونم که خوبه(مگه میشه کسی بیاد تو وبم اونوقت حالش بد باشه!)

خب خوشمزگی بسه دیگه!

راستی به مناسبت والنتاین یه تشکر مخصوص از همه میکنم:

خب از اونایی که اومدن به وب و من هنوز بهشون سر نزدم معذرت بهتون سر میزنم!

از هر چه بگذریم خاطرات مدرسه خوش است!

امروز که همین جووووووور کادو رد و بدل میشد!

معاون و مدیر ما هم نه که خیلی ضریب هوشیشون بالا ایده دادن تا امروز کیفا رو بگردن!

ما هم که نفهمیدیم که!

خب آخه یکی نیست بگه میگردین درست بگردین که همه نفهمن!

مثلا من کیفمو گذاشتمو زیر صندلی وفتی برگشتم دیدم روی صندلی درشم بازه وسایلاشم نامرتب!

حالا ما رو با چه بهونه ای بردن بیرون:

امروز معلم قرآن نداشتیم مشاورمون اومد تو گفت بچه ها دو راه دارین یکیش اینه که بریم پایین آمفی تاتر فیلم ببینیم(تازه ۲ نگفت!)بعد ما گفتیم نه خانوم میمونیم تو کلاس!

خلاصه اون هی اصرار ما انکار!

بعد یه دفعه جوش آورد گفت:نه دیگه اصلا نمیشه پاشید برین پایین!

ما هم به اجبار رفتیم!

اونا هم برامون فیلم ازدواج صورتی رو گذاشتن!

تازه همشو ندیدم که!

زنگ ورزشم سالن ورزشی خراب بود ۳تا از بچه ها رفتن استخر ما هم که بقیه باشیم رفتیم تو رختکن ۱:۳۰ عمرمونو هدر دادیم!البته بقیشو زیاد استفاده ی بهینه نکردیم!

مثلا همین ۱۵ سال مثه برق و باد گذشت ما نفهمیدیم چی شد اصلا تو باغ نبودیم که!

خب شرمنده من امروز زیاد سوژه دستم نیست!

یکی نیست بگه تو کی سوژه داری که الان تو نداری میخوای داشته باشی!

راستی بچه ها تو مدرسه ی شما هم از این پوسترا که از طرف نیروی انتظامی زدن؟

مثل کاریکاتور بعد جریان یه دختر ۱۶ ساله ست که به فساد کشیده میشه بعد هم میمیره!

قشنگ میشه ازش یه سریال ایرانی درست کرد!

اول دوستای ناباب بعد میره ابروهاشو برمیداره بعد یکم سر و وضعشو تغییر میده بعد دوست پسر و قرص اکس و اینا بعد فراری میشه بعد خواستگار شو میبینه که ازدواج میکنه بعد هم دیگه خیلی فاسد میشه در نتیجه تاریخ مصرفش میگذره بعد هم عمرشو میده به منو شما!

اینم از عکسش تو اون دنیا!

دیگه کم کم باید رفع زحمت کنیم بابای هانیییییی!

نظر یادتون نره ها!

والنتاین هم مبارک!

عکسمم گذاشتم ببینینم!

بابای!

 پ.ن:دوستای گلم قالب جدید وب قشنگه؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت16:35توسط رومیش | |