|
وای سلام...من میخوام گریه کنم...اوهووو اوهوووو!
خب حالا نخند...بذارین بگم چی شده! نه نمیگم خجالت میکشم....فقط مونده بود این بلا سر رومیش بیاد که بشه رومینا خسته رومینا غمگین...رومینا عاش...نه دیگه ق شو نمیگم من تحملشو ندارم....خب دیگه بسه...! خب خوبین؟ ما که ای میگذرونیم...اوووووو بذار بگم ما هم کلاس تابستونیامون شروع شد...خیلی نامردن کردنش مرکز بچه مثبتای تهران خوب شد حالا منو نیلو و روژین و کیمیا با هم افتادیم ولی ۴تایی فاز نمیده...البته روژینا هم هست...دو نفر دیگه هم هستن که فقط مخ میخورن...رامک و صفیه رو میگم... دیگه حسابی بزرگ شدیم...خلاصه...میگفتم روز اول رفتیم دیدیم اندازه کل کادر دبیرستان و راهنمایی معاون گذاشتن...از جمله میت و ابلیس و ازراییل...خدا رحم کنه مشاوراشونم معلومه از اون کشک بادمجونان...حیف کشک بادمجون که من این همه دوست دارم....خب بریم سراغ یه چیز بلا که بتون نمیگم: اول از همه مرسی نیلوووو جون که همیشه با منی و تنهام نمیذاری! بعد هم از جولز جولی وووی نه ببخشید مانا و ریما جووووووووونم که تنهامون نذاشتین! بعد هم igneus گل مرسی خانومی ولی لطفا حرفای منو گوش کن... مهسا و پریا جوووون مرسی! گیتا جووووونم مرسی میدونم من خیلی نامردم ولی شما بازم بزرگی کن و نیومدن منو ببخش! یکی از شما مرسی واقعا من تو رو میبینم یاد روزایی میفتم که تازه وب زده بودم! الهه خانوم گل مرسی با نظرای خوشگلت! سارا جووووووووون مرسی خانومی و همه بکستون مرسی! سالومه جوووون من زودی میام پیشت به شرطی که منو جوون مرگ نکنی! دختر برفی مرسی من زودی میام پیشت...!مثه همیشه! میعاد مرسی منم شما رو لینک کردم! خب دیگه ... اینم رومیش که این وسط داره پر پر میشه! راست میگم دیگه.......... فعلا چیزی ندارم بگم این باشه تا بعد بیام قسمت دوم آپمو تو همین پست بنویسم... بای تا های! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - قسمت دوم آپ: اول یه چی بگم کر کر خنده...: یه شنبه بود هوا هم بدجوری گرم بود نیلو به من گفت من میرم دو تا آب بگیرم...آقا اینم رفت...از قضا ما یه میز اونجا داریم که شکسته س واسه همین بش میگیم:اون که میره پایین...نیلو آبا رو خرید و اومد آقا یکی از این بچه های سال اول از اون مانتو استقلالی ها هم ایستاده بود اونجا نیلو اومد رد شه یهو خورد به این افتاد رو میز میز هم رفت پایین...(تازه روش یه ماهیتابه هم بود اون کر کر خنده بوووود!)نیلو هم ولو شد وسط اون تیر و تخته ها! بعد یهو بچه هول کرد که یکی ازمعاونامون اومد :مادر فولادزره! -خانوم مگه من نگفتم نشین رو این!!!!این میز میره پایین خانوم!!!!!!!! بیچاره این نییلو جون منم هول کرده بود هی به من میگفت:خودت دیدی تقصیر این پارازیت شد...! حالا رفتیم بالا تو کلاس: این بچه مچه های جدید به قدری مثبتن که بچه مثبتای مدرسمون تو کف اونان!!! منو نیلو و روژین و رامک و صفیه و کیمیا هم داشتیم حرف میزدیم و بلند بلند میخندیم...یه جووووری نگامون کردن که...انگار خوشگل ندیده بودن!!! ایییییییییییییییییش! ببخشید این ایش رو باید میگفتم وگرنه میموند تو دلم! p.s:واااای دوستای عزیز توروخدا خسرو شکیبایی فوت کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه نه من باورم نمیشه....من تو ۲تا وبلاگ همین الان خوندم.....نه...میگن امروز تو تلوبزیون گفتن!!! نه نه نه....... من که میدونم دروغ... این عکسرو ببینید: زندگی خیلی مشکله...واقعا آدم نمیدونه چی بگه...! عرضی نیست! p.s2:کژال گمشده است...
|
About![]()
نمیگم سلام چون خیلی تکراریه... Archivesهفته دوم تیر 1388هفته سوم بهمن 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته سوم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 Links
::.پرواز را به خاطر بسپار.::
::.kh با نیکو.:: |