تبليغاتX
خاطرات مدرسه - با یه روز دیر کرد تولدت مبارک!





















خاطرات مدرسه

...*::من آن سرزمینی را دوست دارم که مردمانش از جنس شیشه و شیطنت باشند::*...

سر خط...!

سلام عزیزم تولدت مبارک...با خود خودتم هانی...تو که الان یه ساله شدی...دندون در آوردی و راه افتادی...

امروز تولد یه دوستی که هیچوقت منو تنها نذاشت...انقدر با معرفت بود که وقتی فراموشش میکردم بازم  منتظر بود به روز شه...!

این همه دوست و وبلاگ اومدن و رفتن ولی تو بودی که خودتو کشیدی بالا...کمک کردی که من یه عالمه دوست پیدا کنم...!و...

خلاصه اینکه تولدت مبارک "خاطرات مدرسه ی گل"!

-سلام مادر. رومیش کجا بودی بزرگ شدیا...پیر شدی ننه!

دیر و زود داریم ولی سوخت و سوز نداریم...

خب چه خبر خوبین خوشین...خوش میگذره؟؟؟؟

همه باهم:بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله!

امروز زیاد درباره ی خاطرات و مدرسه حرف نمیزنیم ولی آخر کار یه سورپرایز براتون دارم... 

تولد تولد تولدت مبارک...

مبارک مبارک تولدت مبارک...

کسی بدون کادو پاشو از اینجا بیرون نمیذاره...(نظر دیگه بابا! نفری ۴تا دونه نظر که این همه غر زدن نداره...)!

من کادوهام متفاوت...بس که خلاقم...

راستی ما رو ۵شنبه قراره ببرن دماوند...واسه آپ بعدی کلی خبر مبر داشته داریم...

...ببخشید معطل شدید داشتم فکر میکردم!

راستی این قلبا همه مخصوص خاطرات مدرسه بوداااا!

راستی من امسال خیلی بچه ی خوبی شدم...

درس می خونم

کم آپ میکنم

درس میخونم

کم آپ میکنم

درس میخونم

کم آپ میکنم

درس نمیخونم

ولی باز کم آپ میکنم

خب دیگه ما بریم...

Shark Island

بابای

نظرررررررررررررررررررررر یادتون نره

لااقل برای این وب کوشولوی من که تولدشهماچ

تر خدا(کسره بذارید همون تورو خدا)

.

.

.

انفجار احساسات!

 

 

good luck

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت19:5توسط رومیش | |